سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

254

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

حضرت شنيدم . » از بررسى اسناد و با مراجعه به مآخذ تاريخى معلوم مىشود كه مقتل الحسين ابو مخنف معروفيّت همه جانبه‌اى داشته و نسخه‌هاى متعددى از آن استنساخ و منتشر شده بود . مآخذ طبرى عمدتا بطور مستقيم از هشام بن الكلبى است . ولى مفيد ، ابو الفرج ( مقاتل الطالبين ) ، ابن كثير و بسيارى از مآخذ ديگر اسامى مختلفى را كه خبر از آن منابع به ايشان رسيده است ارائه مىدهند . مثلا ، مفيد اغلب روايت خود را با مقدمه‌اى شروع مىكند : « آنچه كه بوسيله الكلبى ، المدائنى و ديگران غير از اين دو از ميان تذكره‌نويسان ( اصحاب السير ) گزارش مىشود . » ( 97 ) به همين نحو ، ابو الفرج از ابو مخنف از ابن الكلبى و مدائنى نقل مىكند ، و علاوه بر اين از مآخذى مانند حسين بن نصر ، پسر نصر بن مزاحم المنقرى نويسنده معروف وقعت صفّين و مورخ معروف عوانه نيز روايت مىكند . ابو الفرج به تنهايى در حدود پنج سند مختلف را كه به ابو مخنف برمىگردد به كار مىبرد بعلاوه چند سند مقتل ديگر كه به على بن الحسين ( ع ) مىرسد و سپس طبق معمول اخبار آنها را با يكديگر خلاصه مىكند . در عين حال مآخذ ابو الفرج اساسا از طريق مدائنى به ابو مخنف مىرسد . ( 98 ) به همين صورت ، ابن كثير ، با وجود بر اين اسامى نويسندگان و مآخذ مختلف ديگرى را ارائه مىدهد كه از ميان آنها توانست به روايت ابو مخنف برسد . ( 99 ) در خاتمه بايد از چهار دست نويس مقتل كه در گثه ] Gotha [ ( شماره 1836 ) ، برلين ] Sprenger [ ( شماره‌هاى 160 - 159 ) ، ليدن ( شماره 792 ) ، و سنت پطرزبورگ ( شماره 78 ) . وجود دارند ذكرى به ميان آورد . فرديناند وستنفلد ) Ferdinald Wustenfeld ( از دو منبع اوليه بالا ترجمه آلمانى تهيه كرده به نام : ( Der Tod des Husein Ben Ali und die Rache ( Gottingen , 1883 ) . وستنفلد درحالىكه به اصالت اين دست‌نويس‌هاى اوليه معتقد است ولى نويسنده آنها را ابو مخنف نمىداند . ( 100 ) مهمترين استدلالى كه براى اثبات نظر خود مىآورد اين است كه در اين مآخذ انواع داستانهاى معجزه‌آسا و خارق‌العاده مانند تظاهرات ترسناك ، غم و اندوه در پديده‌هاى طبيعى ، قرمز شدن آسمان ، شن‌هاى خونريز و غيره وجود دارد .